زندگی ام اتفاق مهمی در بیکران هستی نبوده و نداشته.تنها به شوق دانستن می زیم.
حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ حسنعلی منتظری امروز صبح به رحمت ایزدی پیوست و حوزه های علمیه تشیع را از نعمت وجودیش محروم ساخت.ایشان از نسل فقهای جامع الاطراف و متبحر در اصول و فلسفه و کلام اسلامی بود و کتاب «دراسات» او شاید بهترین و علمی ترین متن در تبیین نظریه ولایت فقیه به شمار آید.آیت الله منتظری از جهاتی شباهت زیادی به استادش مرحوم امام خمینی داشت.تظلع در فنون مختلف فقهی و اصولی،طهارت نفس،شجاعت و ظلم ستیزی و از همه جالبتر ورود به مسایل سیاسی که عموما مراجع تقلید از آن ابا داشته و بیشتر مایلند شان علمی و مذهبیشان را حفظ کنند.پر واضح است که ورود به عرصه سیاست مخاطراتی به همراه داشته و دارد و هیچکدام از فعالان سیاسی از این گریوه ها در امان نبوده و نیستند ازجمله شخص مرحوم آیت الله منتظری.مهم آن است که افرادی چون امثال ایشان اگر هم کار سیاسی کرده اند توام با باور عمیق و اعتقاد خالصانه بوده است.خدایشان رحمت کناد. انگیزه نوشتن این چند سطر نه عرض تسلیتی بود و نه اظهار تاسفی و نه تجلیل از مقام شامخ آن بزرگ بود که در حد چون منی نیست؛ بلکه یادآوری نکته ای رفتارشناسانه در حوزه فعالان سیاسی و حکومتی ایران است که بارها در همین صفحه از آن سخن گفته بودم عالمی بزرگ که لا اقل در حوزه علمیه قم افقه فقها بوده رحلت کرده است.مراجع عظام موجه،همچون آیات عظام شبیری زنجانی،شیخ یوسف صانعی،موسوی اردبیلی،بیات زنجانی،ابراهیم امینی و صافی گلپایگانی و... برای عرض تسلیت به بیتشان رفتند و شخصیت های مهم سیاسی،دینی همانند آیت الله هاشمی رفسنجانی و سیدمحمدخاتمی و شیخ مهدی کروبی وسیدحسن خمینی و آیت الله طاهری اصفهانی پیام تسلیت فرستادند.رهبر معظم انقلاب نیز با الفاظی ستایشگرانه رحلت ایشان را تسلیت گفته و از شخصیت علمیشان تجلیل کردند و خلاصه صغیر و کبیر به ایشان ادای احترام کردند اما در این میان صدا و سیما کج سلیقگی و ایرنا نیز بی ادبی خود را بار دیگر بر همگان ثابت کرد. دوست دارم پیام رهبر انقلاب را با متن خبر ایرنا (تازه بعد از اصلاح ) مقایسه کنید تا فرق ادعا تا عمل را دریابید.(بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد) منتظري درگذشت . به گزارش ايرنا، منتظري بامداد يکشنبه در منزل خود دار فاني را وداع گفت. تسلیت رهبر معظم انقلاب بمناسبت درگذشت فقیه بزرگوار آیت الله منتظری بسم الله الرحمن الرحیم اطلاع یافتیم که فقیه بزرگوار آیت الله آقای حاج شیخ حسینعلی منتظری رحمه الله علیه دار فانی را وداع گفته و به سرای باقی شتافته اند. ایشان فقیهی متبحر و استادی برجسته بودند و شاگردان زیادی از ایشان بهره بردند. دوران طولانی از زندگی آن مرحوم در خدمت نهضت امام راحل عظیم الشان گذشت و ایشان مجاهدات زیادی انجام داده و سختی های زیادی در این راه تحمل کردند. در اواخر دوران حیات مبارک امام راحل امتحانی دشوار و خطیر، پیش آمد که از خداوند متعال می خواهم آن را با پوشش مغفرت و رحمت خویش بپوشاند و ابتلائات دنیوی را کفاره آن قرار دهد. اینجانب درگذشت ایشان را به همه بازماندگان بویژه همسر مکرمه و فرزندان محترم آن مرحوم تسلیت می گویم و رحمت و مغفرت الهی را برای وی مسئلت می کنم. سید علی خامنه ای 29/آذر/ 1388 نخستين تجربه هاي كافه نشيني من با پدر بزرگوارم آغاز شد.يادش بخير كافه مرحوم آقاي بهشتي كه درست دم در ورودي مسجد جامع و مدرسه طالبيه تبريز بود.از معدود كافه هايي كه حتي روحانيان فاضل هم سري به آنجا مي زدند.هنوز هم مي توانم بوي تنباكوي كاشان و اصفهان خوانسار آنجا را به همراه عطر دل انگيز چايي دارجلينگي كه بهشتي با دو پسرش، روي ذغال و نه گاز ونفت، دم مي كرد حس كنم.گاهي كه از آنجا رد مي شوم بي اختيار ايستاده ، به در قديمي و بستهء كافه خيره مي شوم و حس نوستالژيك عميقي به من دست ميدهد.در آن كافه از هر دري سخن گفته مي شد و آن اواخر،انقلابيون آن زمان از سياست ميگفتند و اخبار جديد و اعلاميه هاي امام(ره)يا آيت الله قاضي طباطبايي را رد و بدل مي كردند.الان كه فكر مي كنم به شجاعت آنها غبطه مي خورم كه چطور از دستگاههاي امنيتي هراسي نداشتند و هرچه مي خواستند عليه شخص اول مملكت ميگفتند و آقاي بهشتي هم بي ترسي از تخته شدن در قهوه خانه اش با آنان همراهي مي كرد.بعداز پيروزي انقلاب، مثل بسياري از جاهاي ديگر آنجا را بستند و به مدرسه طالبيه منضم كردند..آقاي بهشتي هم، شايد از سر فقر و استيصال، دير زماني نزيست. افسرده ایم دلمرده ایم از زوزه گرگان و باد سرد و برف شلاق ها ما خورده ایم نامردمی ها دیده ایم نا باورانه شاهد مرگ شقایق بوده ایم لعنت به ما با اینهمه هستیم وای! آسوده ایم من که به هیچ وجه تلویزیون نگاه نمی کنم اما به تواتر شنیدم که عزت الله ضرغامی باز هم دسته گل به آب داده و تصویر هتک حرمت به تمثال مبارک بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را توسط افراد مجهول الهویه (به نظر ما) اما معلوم الحال!(به تعبیر ایشان) در تیراژی نامعلوم (چون نمی دانیم چند درصد از ایرانیان تلویزیون می بینند) پخشیده است.البته این کج سلیقگی ها در ایشان مسبوق به سابقه است و در بهار 1376 هم از ایشان دیده ایم و عجبی نیست.حداقل من چندی است تصمیم گرفته ام از هیچ چیز تعجب نکنم.اما این که هیچ نگوییم و ساکت بنشینیم شاید کار اخلاقی و درستی نباشد بنابراین این چند نکته را قلمی می کنم هرچند«آنچه البته به جایی نرسدفریاد است». ظاهرا پخش این تصاویر همراه با تفسیرهای نیشدار و ایراد اتهام به سبزها بوده است.به دیگر سخن ایشان در مقام مدعی العموم و قاضی و دادستان و کارآگاه و... بریده و دوخته و تکلیف قضیه را هم روشن کرده و زحمت آقای وزیر اطلاعات و دادگستری و قوه قضاییه را کم کرده است.فقط مانده آژان بردارد و به در خانه آن دست های بی صاحب برود.(چون ظاهرا صاحب آن دستها را نشان نداده اند). حقیقت مطلب این است که عده ای در مقام حرف و سخن و ژست و ادا و اصول کاتولیک تر از پاپند و دست شیخ مرتضی انصاری را از پشت بسته اند و پیشانیشان از کثرت سجود پینه بسته اما در عمل بدترین بی اخلاقی ها را مرتکب می شوند. من کاری به این ندارم که ایشان کدام دسته و جناح و گروه را در این مورد متهم و بلکه مجرم معرفی کرده است.از قدیم گفته اند«العاقل یکفیه الاشاره»،آنکه عقل دارد می داند چه کسی چشم دیدن امام(ره) را ندارد و آنکه عقل ندارد بر او و ما حرجی نیست.سخن من این است که جریان خطرناکی راه افتاده و همه سرمایه این انقلاب را که دستاورد خون صدها هزار شهید و مجروح و جانباز است به باد یغما می دهد.طبیعی است این حرکت از یاران اصیل امام عظیم الشان شروع شده و نهایتا به خود آن بزرگوار ختم خواهد شد.نشان دادن این تصویر به فرض اصالت و حقیقت و اصلا به فرض این که توسط سبزها انجام شده جز شکستن قبح جسارت به خمینی کبیر چه نتیجه ای خواهد داشت؟آیا دو روز قدرت دنیوی که به هیچکس وفا نکرده ارزش آن را دارد که حرمت شخصیتی تاریخی و محبوب همچون امام راحل را بشکنیم.آن اتفاق شرم آور،به فرض وقوع،در بین حد اکثر چند ده نفر افتاده بود و کمتر از یکصدنفر شاهد آن بوده اند،اما پخش آن از تلویزیون باعث شد عده زیادی آن را ببینند و اگر کینه تو زان نظام اسلامی تا دیروز جرات چنین کاری به خود نمی دادند با این اقدام صدا و سیما جری شده و چه بسا دست به اعمالی عنیف تر بزنند.پرسش من این است که آیا اگر کسی جسارتی به خانواده این حضرات می کرد حاضر می شدند تصویر آن را در تلویزیون نشان دهند و از طریق رسانه ها جار بزنند که ای مردم بیایید که به خواهر یا مادر من اسائه ادب شده؟آیا حرمت امام راحل (نعوذبالله)کمتر از احترام خانواده ایشان است؟والله کوبیدن جناح رقیب به قیمت شکستن قبح جسارت به خمینی عزیز نه اخلاقی است نه شرعی و نه در راستای اهداف ایدئولوژیک انقلاب و با هیچ منطقی هم سازگار نیست. من نمی گویم مسوولان صدا و سیما جزو عاملان پروژه خمینی زدایی هستند،خدا کند که نباشند،ولی متاسفم از این که همان روشی را در این باب پیش گرفته اند که دشمنان یاران اصیل امام خمینی می خواهند و می پسندند. من نیز چون دوستداران واقعی امام راحل این اقدام شنیع را(حتی اگر در استودیو بازی شده باشد) محکوم می کنم و انزجار خود را ازآمران و عاملان و منتشران این واقعه اعلام می کنم و آن را حرکتی حساب شده در راستای قلب ماهیت انقلاب اسلامی می دانم. نکته ای را هم برسم ارادت و محبت و برپایه «النصیحه للائمه» با روحانیان معظم بگویم و ختم کلام.هیچکس در غیرت دینی علمای اعلام شک ندارد و اصلا ایشانند که چراغ دین و هدایت را در طول قرن ها روشن نگاه داشته اند اما ای کاش در همه مواردی که حرمت مومنی شکسته می شود این گونه فریاد وا اسلاما سر می دادند.خودشان به ما یاد داده اند که در احادیث و روایات بسیاری نقل شده که آبروی مومن عرش رحمان است و اگر کسی آبرویی از مومنی ببرد عرش خداوند به لرزه در می آید.می توانم برخی از آن روایت ها را نقل کنم اما چون این جسارت در محضر بزرگان محسوب شده و به نوعی زیره به کرمان بردن است می گذارم و می گذرم. هیچ کس نمی گوید: سلام! هیچ کس نمی گوید: کجایی؟ با که هستی؟ چه می کنی؟ و من آنقدر خورده ام بغض هایم را حرفهایم را خودم را که هر کدام از انگشتهایم می توانند فتیله های بمبی انتحاری باشند می توانم شمعدانی باشم با ده شعله ایستاده بر دریاچه ی بنزین صد شعله هزار شعله هزار هزار شعله من درختی پوسیده ام در انتظار تعارف یک سیگار درختی تروریست که یک روز کبریت به جنگل باز خواهد گشت...
منتظرى در سال 1301 خورشيدى (1340 هجرى قمرى - 1922 ميلادى ) در شهر نجف آباد - 24 کيلومترى غرب اصفهان - در خانواده اى زحمتکش به دنيا آمد.
منتظري در حوزه هاي علميه اصفهان، قم به تحصيل دروس سطح و عالي حوزه پرداخت.
وي در قم از درس اساتيدي همچون امام خميني، آيت الله حاج شيخ عبدالرزاق قائينى، آيت الله آقاى حاج سيدمحمد محقق يزدى معروف به "داماد"، آيت الله بهاءالدينى، آيت الله حاج سيد صدرالدين صدر، آيت الله العظمى آقاى حاج آقا حسين بروجردى و آيت الله علامه طباطبائى استفاده کرد.
منتظري از سال 42 چندين نوبت بازداشت و در نهايت در سال 54 به ده سال زندان محکوم شد اما در هشتم آبان 57 به همراه آيت الله طالقاني آزاد شد.
وي پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 64 از سوي مجلس خبرگان رهبري به عنوان قائم مقام رهبري انتخاب و تا سال 68 نيز در اين جايگاه بود
ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت
20:59 توسط ع.برهان| |
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت
23:41 توسط ع.برهان| |
ما خسته ایم
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت
22:57 توسط ع.برهان| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت
12:49 توسط ع.برهان| |
نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعت
21:0 توسط ع.برهان| |

