تبليغاتX
> برهان
برهان

زندگی ام اتفاق مهمی در بیکران هستی نبوده و نداشته.تنها به شوق دانستن می زیم.

 

يك سال دیگر
همسفر و همراه بوديم
با توشه عشق و معرفت
در دنياي رمزآلود ادبيات و فلسفه
براي خواندن مطالبي كه بازتاب نسل ماست
براي پرسه در رؤياهاي مشتركمان
كه جايي براي مرورش نيست
براي حرفهايي كه رخصت گفتن و شنيدنشان نيست
براي گريز به خلوتي و حضوري
براي عبور از حقيقت عشق
و درك لذت تنهايي
براي اينكه
"سكوت سرشار از سخنان ناگفته است"
براي ديدار حقيقت تو و من
براي سفر به انتهاي زمان
به پايان هياهو و هيچ
'براي خوردن "ميوه ممنوعه
"براي كشيدن "بار هستي
"براي چشيدن "لذات فلسفه
"براي شنيدن نغمه "نبسته ام به كس دل
"براي مرور "دردهاي بي درمان
"براي همنوايي با "شاعري پريشان
"براي مواجهه با "بحران برهان
"براي حسرت "بسا آرزو خفته در خاك
"براي ديدن "مرغ مهاجري لب تالاب
"براي حس غريب "با خود در آينه
"براي اينكه "ديريست مي دو(ي) م
"براي آشنايي با يك "قريبه
"براي ديدن "يك دوست قديمي
"براي رسيدن به اوج "سيمرغ
"براي پرواز به "لاهوت
"براي چيدن يك مشت "تمشك تلخ
"براي خوردن يك "سيب كال
"براي عبور از "سايه سار خيال
براي مرور خاطره هاي "عا لي"
"براي زندگي "به همين سادگي

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 12:41 توسط ع.برهان| |
 

دیری است می دوم
در سنگلاخ جاده های پر از خطر
در شیب دره های عمیق نیافتن
در امتداد ریل کریه جدا شدن...
دیری است می دوم
اما نمی رسم
کابوس جاده های پر از درد بی کسی
همواره با من است
تنهایی مرا
حتی پر کلاغ
درمان نمی کند
دیری است می دوم
با پای خسته و
دستان بسته ام
...
تا انتهای هیچ کسی چند منزل است؟
آیا هنوز فاصله ها
در مسیر من سبز می شوند؟
آیا هنوز وقت رسیدن نیامده است؟
دیری است می دوم
چندی است خسته ام
از دست رفته ام
از دست رفته ام

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 8:53 توسط ع.برهان| |
 

 

به چراغ خاموش شده می مانی،

به ساز شکسته !
چشمانت نه اندوهی می بارند
نه بیتاب،به راهی مانده اند
شاعر نفرین شده را می مانی
- به قافیه های تنگت بنگر -
خیال تو در دلم
سراب ظهر تابستان است
کویر بی آب تشنه را می مانی
طلسم شکسته ی بی حاصل را !
تصویر تو در ذهنم
نقاشی کودکی است کند ذهن
بی رنگ
خط های شکسته و درهم !
آینه ی شکسته را می مانی
که در تکراردردهای مکرر اسیر است
هوای تو در سرم
ندای دروغین منجی آخر
آیت منسوخ شده را می مانی
بی براءت محکم آیه ای درخور
نمی دانم ....
به چیزهای خوب نمی مانی
چه بر تو رفته است؟
چه بر تو می رود
که حکم نیستی داری،
که زنده ای
اما در هوای بودن نفس نمی کشی؟
چه بر تو رفته است؟
چه بر تو می رود؟

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 8:37 توسط ع.برهان| |

   در جوامع پیشرفته آنچه باعث ،ترقی افراد یا نهاد ها می گردد،در وهله اول شایستگی خود آنهاست و در مرحله دوم سیستم مدیریتی است که پیوسته در حال نقد خود است.اصولا در اینگونه اقالیم سازوکارهای اجتماعی طوری طراحی شده است که به شکوفایی استعداد ها کمک می کند و به یک معنا نخبه پرور است.از طرفی نیز در آنجا کمتر کسی بدون طی سلسله مراتب و نشان دادن لیاقت و توانایی های خود،از پله های ترقی بالا می رود و کمتر اتفاق می افتد که سعایت ساعیان و سخن چینی نمامان و توطیه مغرضان موجب تضییع حق کسی گردد.اما اگر قرارباشد  ماجراهایی را که در طول تاریخ ایران زمین منجر به حذف نخبه ها شده است گردآوری کنیم،خود، کتابی قطور در چندین جلد خواهد شد.

 همه می دانیم که پدیده های اجتماعی،تک عاملی نیستند ودلایل پیدا و پنهان بسیاری در ظهور و بروزشان نقش دارند؛ اما برخی عوامل را می توان علت العلل به شمار آورد. در ما نحن فیه نیز به نظر می رسد که بیماری مزمن و دیرینی که قرن ها و بلکه هزاران سال است تمدن و فرهنگ ما را گرفتارخود کرده است عامل عمده نخبه کشی می باشد.

   می توان ریشه و اصل و اساس این بیماری را در رابطه ی قدرت و رعیت جستجو کرد. یعنی همان ساختار شبان رمگی اجتماع در ایران.از آنجا که در چنین جامعه ای رسیدن به مقام شبانی آرزوی همه بوده و از طرفی نیز شبان یا شبانان موجود علاقه ای به ارتقای مقام رمگان ندارند بنابراین نخبگان از دو سو قربانی هستند هم رعایای دیگر می خواهند مانع پیشرفت آنها  شوند و هم شبانان از رشد آنها نا خشنودند و گاه عصبانی.

ادامه دارد

نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 13:16 توسط ع.برهان| |

   وقتی غلامحسین کرباسچی - شهردار تهران در دوره سازندگی - در همان سال اول دوران اصلاحات دستگیر و به دست قانون  سپرده شد و مردم جریان دادگاه او را با حرص و ولعی بیش از سریال های نود قسمتی به تماشا نشستند،کتاب « جامعه شناسی نخبه کشی» نیز چاپ و منتشر و به یکی از پر فروش ترین کتاب های پس از انقلاب تبدیل شد. گمان نمی کنم نویسنده کتاب (علی  رضاقلی) خواب این موفقیت را هم پیشتر دیده بوده باشد.

 

   حتی مردم عادی نیز که قدرت داوری درباره ی گناهکار یا بیگناه بودن کرباسچی را نداشتند نا خودآگاه دوست داشتند فصلی ازاین کتاب به وی اختصاص یابد.عقلای قوم نیز با دیدی تاریخی به قضیه می نگریستند و این پدیده را در کنار شخصیت های دیگری همچون خواجه نظام الملک و امیرکبیر و... می نهادند که البته فضل جای دیگر نشیند!

 

   نخبه کشی از نشانه ها ولوازم و توابع و عواقب توسعه نیافتگی است.به تعبیر دیگریک رابطه ی دو سویه بین عقب ماندگی و نخبه کشی وجود دارد.یعنی هر دو علت و معلول یکدیگرند. در جوامع توسعه نیافته، نخبه ها محکوم به مرگند چراکه در این گونه جامعه ها رسیدن به دانایی،قدرت و ثروت مجاری تعریف شده ای ندارد بنابراین اثبات خود در گرو نفی دیگری است؛ حفظ خود،مستلزم حذف غیرخود است؛ حضور دیگری ،همواره جنبه سلبی دارد؛ یعنی بود یکی مساوی نبود آن دیگری است و هرکه هستی پررنگ تری دارد نیستی اش حتمی تر است. پله های قدرت بر پایه های نایودی استعدادهای برجسته بنا شده است.در این میانه آن که نجیب تر است رفتنی تر و آن که قواعد بازی را بلد است ماندنی تر.اخلاق و معنویت در این گونه جوامع توسعه نیافته جایی ندارد و همه چیز فدای کسب قدرت و ثروتی می شود که از راه عرفی و قانونی معمولا بدست نمی آید.(ومن متعجبم از کسانی که در فرایند توسعه نگران اخلاقند و توسعه یافتگی را قابل جمع با معنویت نمی دانند). به تعبیر عامیانه تر در چنین محیط هایی هیچ چیزو هیچ کس سر جای خودش نیست.

ادامه دارد

نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 17:9 توسط ع.برهان| |

   عشق يكي از موضوعات و مقوله هاي بشري است كه هر انساني در دوره اي از زندگي خود به نوعي آن را تجربه مي كند .

عشق نزد ملل مختلف و فرقه هاي گوناگون تعاريف و معني هاي ويژه اي دارد . براي نمونه ، عرفا عشق را خمير مايه هستي و آفرينش مي دانند . آنان بر اين باورند كه خداوند در مقام معشوقي دوست داشت پرستيده شود پس انسان را آفريد تا عاشق او باشد و او را بپرستد .

اگر چه اين نظر براي متشرعين و افراد عادي پذيرفته نيست اما به هر روي نزد عرفا توجيهي است براي شوريدگي ها ، خلسه ها و سماع هاي عرفاني .

عشق جدا از آنكه زندگي هر انساني را دستخوش دگرگوني و هيجانات عاطفي مي كند ،محورو اساس بسياري از آثار ادبي و هنري نيز هست . كم نيستند تابلوهاي نقاشي ، نمايشنامه ها ، عكس ها و فيلم هايي كه مضامين عاشقانه دارند


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 17:32 توسط ع.برهان| |
 

سومین همایش ادبیات مشروطه مرداد ماه سال جاری در دانشگاه آزاد اسلامی تبریز برگزار می شود.

              فراخوان این همایش در سایت دانشگاه به آدرس زیر قابل دسترس است.

                              

                                           

                                             www.iaut.ac.ir/mashrute87

                                           

                                             mashrutepajuhi87@iaut.ac.ir

 

 

                                                           

 

                                       

نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 13:26 توسط ع.برهان| |